معرفی و آشنایی با سبک هنری دادائیسم 🎬✅

 

دادائیسم؛ انقلاب ضدهنر در تاریخ هنر مدرن

در دهه ۱۹۲۰ میلادی، موجی از مکاتب هنری رادیکال شکل گرفت که یکی از برجسته‌ترین و تأثیرگذارترین آن‌ها، مکتب دادائیسم بود. این جنبش هنری که محصول فشارها و شوک‌های روانی ناشی از جنگ جهانی اول بود، به‌صورت رادیکال و کاملاً انکارگرایانه به «هنر» و ارزش‌های مرسوم فرهنگی آن زمان می‌تاخت.

دادائیسم، برخلاف هنرهای سنتی، یک ضدهنر بود که قصد داشت همه ارزش‌ها و قواعد پذیرفته شده را به چالش بکشد و به مسخره بگیرد. هنرمندان دادائیست، تمدن معاصر را دیوانه‌وار و بی‌منطق می‌دانستند و از این رو آثارشان گاهی کاملاً پیچیده و غیرقابل فهم به نظر می‌رسید.

اگرچه دادائیسم مکتبی گذرا بود و در سال ۱۹۲۲ به‌طور ناگهانی پایان یافت، اما تأثیر عمیق و پایدار خود را بر جریان‌های هنری بعدی از جمله سورئالیسم گذاشت.


ویژگی‌های دادائیسم؛ ضدیت با عقل، شانس و تخریب کلیشه‌ها

دادائیسم را می‌توان افراطی‌ترین مکتب هنری آن دوره دانست. این جنبش، مجموعه‌ای از رویکردهای پوچ‌گرایانه، نیهیلیستی و ضد عقلانیت است که بر شانس، تصادف و تخریب اصول شناخته‌شده هنر تأکید دارد. دادائیست‌ها همه چیز را، حتی خودشان را، با طنز و تمسخر مواجه می‌کردند.

مرکز فعالیت این جنبش در زوریخ، در کلوپ شبانه‌ای به نام کاباره ولتر بود که در فوریه ۱۹۱۶ توسط هوگو بال، شاعر و موسیقیدان آلمانی، تأسیس شد. این مکان میزبان اجرای اشعار بی‌معنا، موسیقی ناموزون و نمایش‌های به ظاهر بی‌هدف بود که همگی نمادی از طغیان علیه نظم و منطق رایج بودند.

نام «دادا» از روی یک کلمه فرانسوی به معنای «اسب چوبی کوچک» انتخاب شد؛ واژه‌ای که تصادفاً از فرهنگ لغتی به دست آمد و به سمبل این جنبش بدل گشت.


هنر دادائیسم؛ بازتعریف مرزهای خلاقیت

دادائیسم تنها در نقاشی و هنرهای بصری تجلی نداشت، بلکه در شعر، تئاتر، موسیقی و گرافیک نیز نمود یافت. نقاشان دادائیست با چند خط کج و معوج، اثراتی خلق کردند که به طور عمده از قواعد سنتی نقاشی فاصله داشتند. نمایش‌های آن‌ها گاهی کاملاً بی‌معنا بود و موسیقی‌شان بر پایه تکرار چند نت ساخته می‌شد.

از جمله هنرمندان شاخص این مکتب، مارسل دوشان است که با آثاری مانند «مونالیزا با سیبل» و «چشمه» (سنگ دستشویی) به نماد مخالفت با هنر رسمی بدل شد.


میراث دادائیسم؛ از انکار تا تحول

اگرچه دادائیسم در ظاهر ضدهنر بود، اما در پس آن تفکری ساختارشکن و تحول‌خواه نهفته بود که خواستار بازتعریف و دگرگونی مفاهیم هنری بود. این مکتب به ما آموخت که هنر لزوماً نباید زیبا یا معنادار باشد، بلکه می‌تواند ضدهنر و حتی پوچ باشد و همین امر به خلق سبک‌ها و حرکت‌های جدید در هنر مدرن کمک کرد.

شاعرانی مانند برتون، پیکابیا، تریستان تسارا و آراگون نیز به این جنبش پیوستند و آن را در عرصه ادبیات و شعر گسترش دادند.

در نهایت دادائیسم مسیر خود را به سمت سورئالیسم هموار کرد و یکی از پایه‌های اصلی هنر مدرن شد.


در سایت هنر برتر، به بررسی عمیق و تحلیلی چنین جنبش‌های مهم تاریخی می‌پردازیم تا هنر را نه تنها به‌عنوان یک اثر، بلکه به‌عنوان بازتابی از جامعه و تفکر بشری به شما معرفی کنیم. همراه ما باشید تا دنیای هنر را از زوایای نو و متفاوت تجربه کنید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید ؟
در گفتگو ها شرکت کنید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *