۵قدم مهم برای استیو جابز شدن !

تصور به دنیـا آمدن یک نابغه فرا زمینی کـه بسیار با هوشتر و تواناتـر از ما فناپذیران اسـت حس کنجکاویمان را تحریک می­کند. رابرت گرین نویسنده کتاب محبوب «۴۸ قانون قدرت» مخالف این موضوع است. از نظر او شیفتگی و کشش ما نسبت به نوابغ و اعجوبه­ ها: «ساختگی است. کاملاً ساختگی است.» و می­گوید استعداد استثنایی با سخت کارکردن به دست می­آید. گرین در آخرین کتاب خود به نام «مهارت» زندگی افراد فوق العاده موفق را بررسی کرده است و می­گوید به هیچ عنوان چیـزی به عنـوان موفقیت و برتری ذاتی و غیراکتسابی وجـود ندارد.

در واقع آن دسته از سیاستمداران، کارفرمایان، دانشمندان، ورزشکاران و هنرمندانی که در زمینه تخصصی خودشان از بقیه یک سر و گردن بالاترند، به گفته گرین از احساس بصری سطح بالایی برخوردارند. این انسان­های موفق دو ویژگی وجدان کاری و تمرکز استوار را در صدر صفات مثبت شان دارند. در مصاحبه ­ای که این نویسنده با سایت اینترنتی ما داشته می­گوید: «موفقیت ارتباطی با تواناییهای مادرزادی یا برتری­های ذاتی ندارد، در اینجا مسئله سطح تجربه و چگونگی عملکرد مطرح است. دیگر وقت آن رسیده که خودمان را از تفکرات منسوخ نبوغ و خلاقیت ذاتی رها کنیم.» گرین برای رسیدن به این جملات و در میان گذاشتن نصایحش با دیگران راه زیادی را طی کرده است؛ چیزی حدود بیش از ۲۰ هزار ساعت تحقیق و مطالعه برای نوشتن پنج کتاب اخیرش. گرین در کتاب مهارت، تحقیقاتی پیرامون شبهه نبوغ مادرزادی دو تن از موفق­ترین­ های تاریخ انجام داده: موتزارت و انیشتین. مثلاً زمانی که موتزارت ۹ ساله بود چیزی حدود ۱۰ تا ۲۰ هزار ساعت برای تمریناتش زمان می­گذاشت. این عدد برابر زمانی است که یک انسان معمولی ممکن است بین بیست تا سی سالگی­ اش برای کار و تمرین بگذارد. انیشتین هم موفقیتش را مدیون مقاومت و پشتکار خود می­داند. در ادامه پیشنهادات گرین برای کارفرمایی را می­خوانید که خیلی مشتاقند استیو جابز بعدی باشند.

 

۱- موضوعی را برای تأمل انتخاب کنید که عمیقاً به آن علاقه مندید

گرین معتقد است: «افراد خبره و بسیار موفق، از لحاظ شخصی و احساسی خودشان را وقف کارشان کرده ­اند.» این همان تعهد شخصی است که فرد به یک موضوع، مشکل یا مهارت دارد. تعهدی که نهایتاً انگیزه ­ای باشد برای ساعت­های طولانی تمرینش و حس کنجکاوی پر تب و تابی را که برای صدور به درجه «مهارت» نیاز دارد، تحریک کند. «در غیر این صورت هرگز انرژی، صبر، پشتکار و توانایی لازم برای کنار آمدن با انتقادهای دیگران را نخواهید داشت، خیلی سریع تسلیم می­شوید و نمی­توانید در مقابل زشتی­هایی که این جهان به سمت شما پرتاب می­کند، مقاومت کنید.”

۲- تحصیلات اضافی و ناکارآمد را کنار بگذارید و تجربی یاد بگیرید.

به گفته گرین آموزش کارفرمایی در مدارس کار پوچی  است: «کارفرما بودن یعنی ساختن. مثل بازی لگو است.» بهترین راه برای تبدیل شدن به یک صاحبکار موفق و خوب، ساختن کسب و کار است.

گرین به شکست مفتضحانه اولین شرکت­های اتومبیل سازی فورد اشاره کرده است و می­گوید: «انسان به طور ذاتی و از نظر روانشناختی دوست دارد در شکست­هایش کنکاش کند، چرا که پس از هر شکستش درس مهمی می­آموزد.»

اگر نمی­خواهید کسب و کار خودتان را راه بیندازید، دست کم در شرکت­های کوچک کار کنید و تا جایی که می­توانید به مهارت­ها و توانایی­هایتان بیفزایید. از شرکت­های بزرگ و مدارس تجارت دوری کنید. گرین می­گوید: «شما به عنوان کارفرما قرار است افرادی را استخدام کنید که کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی هستند، آنها هم قرار است همان اصول اولیه را که آموزش دیده­ ند برایتان بیاورند، نه چیز بیشتر.»

 

۳- به این فکر نکنید که حتماً در دوران بیست تا سی سالگی تان پولدار شوید.

«اینقدر به این موضوع فکر نکنید که هر طور شده یک میلیاردر اول را به دست آورید. هوش و حواستان را جمع یادگرفتن کنید. شما اینجایید که تا می­توانید برای راه اندازی کسب و کار خودتان تجربه کسب کنید.»

گرین در ادامه می­گوید پنج تا ده سال پس از اتمام دانشگاه، بهترین زمان برای تجربه جمع کردن است نه پول جمع کردن. در این چند سال خیلی بیشتر از اینکه بتوانید پول در بیاورید، می­توانید یاد بگیرید.

۴- پس از کسب تجربه کافی، وقت انتخاب یک مربی مناسب است

گرین می­گوید وقتی می­خواهید یک مربی مناسب برای خودتان انتخاب کنید، دنبال کسی باشید که در حال حاضر آینه پنج تا ده سال آینده شما باشد. اگر می­خواهید از یک استاد ماهر به عنوان مربی استفاده کنید منتظر بمانید تا زمانی که خودتان تقریباً یک بدنه یک کار را پی ریزی کرده باشید.

او در ادامه اضافه می­کند که یک رابطه نظارت و مشاوره سالم مانند رابطه والدین و فرزند است. یک مربی خوب باید از شما بزرگتر و تخصصش به آنچه برای آینده­ تان در نظر دارید نزدیک باشد. البته شخصیت هم خیلی مهم است. به نظر رابرت گرین: «شما کسی را می­خواهید که با روحتان سازگار باشد. اگر از آن دسته افراد بسیار سرکش و یاغی هستید، به نظر بعید می­رسد که از مربیان محافظه کار و مشاوره ­های از آن دست خیلی خوشتان بیاید.»

۵- انعطاف پذیر و خلاق باشید.

گرین در کتابش مصاحبه­ ای با پل گراهام، کارفرمای برنامه نویسی کامپیوتر و بنیانگذار و یا وب داشته است – شرکتی که در سال ۱۹۹۸ میلادی توسط یاهو تشکیل شد تا فروشگاه یاهو را ایجاد کند و به عنوان شریک Y Combinator ، کاتالیزری (شتاب دهنده ­ای) برای کارفرمایان تازه کار باشد.

گرین در روند یک مصاحبه ­کاری بسیار رقابتی در Y Combinator گفت: «گراهام دقیقاً می­تواند بگوید چه کسی زوکربرگ بعدی و چه کسی بلا استفاده خواهد بود.» ایجاد یک شرکت، به ناچار، شما را با چالش­ های غیرمنتظره­ ای مواجه می­کند و توانایی­تان در تنظیم مسیر مناسب برای مقابله با این شگفتی­ های غافلگیرکننده، بسیار حیاتی است.