نوشته‌ها

چند نکته برای عکاسی HDR با کیفیت

 

Related image

 

HDR مخفف (high dynamic range ) محدوده دینامیکی بالا بین تیره ترین و روشن ترین قسمت های یک تصویر است. یک عکس HDR با حداکثر جزئیات شما را به لحظه ی عکاسی باز میگزداند. عکاسی HDR از دو دیدگاه قابل توجه است.از لحاظ علمی عکس های با نور مناسب عکاسی شده و با هم ترکیب میشوند. و از دیدگاه هنری که طیف گسترده ای از اثراتی که نور برطبیعت  دارد را به وضوح نمایش میدهد.

محدوده دینامیکی مقدار نور و تاریکی است که دوربین می تواند ثبت وسپس نمایش دهد.چشم انسان دارای پتانسیل قابل توجه و بالایی نسبت به سنسور دیجیتال در یک دوربین است. هدف عکسبرداری HDR این است که این جزئیات را به ارمغان بیاورد و یک تصویر واحد و درستی از صحنه ارائه دهد.عکاسی HDR با ارائه فرصت های نامحدود نقش مهمی در جریان کار یک عکاس دارد. در اینجا چند نکته در مورد چگونگی ایجاد عکاسی HDR “با کیفیت ” ذکر شده است.

 

۱. اجتناب از عکاسی چهره
استثنائات در این مورد وجود دارد، اما عموما پوست انسان به اندازه کافی HDR پردازش نمی کند. شما می بینید، هنگامی که چهره سایه دار است، به نظر طبیعی تر است و HDR اغلب بسیاری از سایه ها و سایه های طبیعی را از بین می برد، و باعث ایجاد یک نگاه پراکنده می شود. HDR از چهره فرد، بدترین چروک ها، منافذ و لکه های خود را بدست می آورد و سوژه از شما متنفر میشود.

 

 

۲. ISO کم
تنظیمات ISO پایین تر در دوربین ، باعث میشود تصویر کمتر نویز داشته باشد. عکاسی HDR برای ایجاد نویز و تصاویری که به نظر می رسد دانه ای  است، مشهور است. اگر چه شما می توانید برخی را در پردازش رفع کنید،اما استفاده از یک ISO پایین تر برای شروع بهتر است.

 

Barcelona HDR

۳. عکس خام
هنگام عکاسی HDR، عکسبرداری RAW مهم است. فایل RAW خوب ، بهتر قادر به تغییر است . این بدان معناست که می توان از یک فایل RAW برای ایجاد عکس HDR ، از فایل های فوکوس و واضح استفاده کرد. این تضمین می کند که هیچ دوربین یا حرکتی در سوژه وجود ندارد، بنابراین HDR واضح تر ایجاد می شود. این روش لزوما به خوبی در تمام سناریوها کار نمی کند و براساس تجهیزات و محیط شما به شدت متفاوت است.

Ala Moana HDR Photo

۴. استفاده از سه پایه
اگر نور بسیار خوبی داشته باشد، سرعت شاتر بسیار سریع است ( ۱/۲۰ یا کمتر)، عکس های HDR را بدون استفاده از سه پایه می توانید بگیرید، و شما می توانید خود را یک ثانیه یا دو ثانیه ثابت نگه دارید . با این حال، برای اکثر عکس های HDR، باید از سه پایه استفاده کرد.اگر شما در حال عکسبرداری از منظره هستید، به خصوص در شب، فرصت خوبی است که از سه پایه استفاده کنید. اما هنگام ایجاد عکس هایی که نیاز به نوردهی چندگانه دارند،اهمیت چندانی ندارد. اکثر نرم افزارهای پردازش HDR (از جمله Photomatix Pro) دارای هماهنگی فایل ساخته شده اند، اما تصویر قطعا شارپ نخواهد بود. علاوه بر این، اگر با نوردهی طولانی مواجهه شدید، گزینه شاتر از راه دور را در نظر بگیرید، یا حداقل، از تایمر استفاده کنید.

از آنجایی که عکاسی HDR در معرض نوردهی چندگانه (در هر نقطه از ۳ تا ۹) قرار دارد ، اگر هنگام ثبت عکس، دوربین ثابت نباشد هنگامی که ادغام  و پردازش عکس ها ، هر ناهماهنگی کوچک در پایان کار، به طور چشمگیری آشکار می شود. اگر شما سه پایه نداشته باشید، میتوان دوربین را بر روی چیزی ثابت قرار داد تا در هنگام عکاسی حرکت نکند.

۵. استفاده از کابل یا سیم دکلانشور
اگر از کابل استفاده نکنید احتمال دارد که تصاویر  در حین ثبت عکس با لرزش مواجه شود و عکس تار شود.

Image result for Hdr photography

۶. عکاسی در حالت اولویت دیافراگم
حالت اولویت دیافراگم ،عمق میدان را تحت تاثیر قرار می دهد. اگر از حالت اولویت دیافراگم (حالت AV در دوربین های کانن و حالت A در دوربین های نیکون) استفاده شود، دیافراگم را برای تمام تصاویری که استفاده می شود، ثابت می کند. این حالت مانع از تغییر در عمق میدان و خراب شدن عکس نهایی می شود . البته می توان از حالت های دیگر مانند تنظیم دیافراگم دستی استفاده کنید.

 

 

عکاسی از برف

 

عکس برداری از برف کار بسیار جذاب و هیجان انگیزی است. روزهای برفی فرصت های محدود و کم تکراری هستند که باید به خوبی از آن ها استفاده کرد. عکاسی در این روزها نیاز به مهارت خاصی دارد، مثلا توانایی کنترل بازتاب های تابش خورشید که از برف به سوی دوربین تابیده می شود و یا تنظیم سرعت شاتر. با خواندن این مقاله می توانید مطالب جدیدی در مورد نحوه عکس برداری در روزهای برفی یاد بگیرید.

۱. فاصله کانونی مناسب
فاصله کانونی که برای لنز بکار می برید تاثیر خود را در نتیجه نهایی کار نشان می دهد. هر چه این فاصله بیشتر باشد، صحنه را بیشتر متراکم می کند و افکت های پرسپکتیو را کاهش می دهد. این در هنگام عکس برداری از پولک های برف کارایی خوبی دارد و در تصویر شما حس لایه لایه ایجاد می کند. اگر شدت بارش برف خیلی زیاد نیست و می خواهید این حس را در عکس ایجاد کنید که شدت بارش زیاد است، یک فاصله کانونی زیاد می تواند پولک های برفی را نمایش دهد که ۵۰ یا ۱۰۰ فوت دورتر به زمین می ریزند. البته این به توانایی و قدرت دستگاه دوربین شما بستگی دارد. فاصله کانونی بیشتر، باعث ایجاد لایه های برف بیشتر می شود. به یاد داشته باشید که وقتی از فاصله کانونی زیاد استفاده می کنید باید depth of field یا عمق میدان را کاهش دهید. به عبارت دیگر شما لایه ای از پولک های برف را در فوکوس تند و شدید، با لایه هایی که در جلو و پشت به طور متناوب و خارج از فوکوس یا وضوح می بارند را بدست می آورید، که این گاهی باعث ایجاد افکت bokeh می شود. از سوی دیگر، یک زاویه فراج باعث اغراق آمیز شدن فواصل می شود، اما در همین زمان میزان depth of field یا عمق میدان را افزایش می دهد. اگر برای عکس برداری از پولک های برف از یک زاویه فراخ و و کاملا باز استفاده کنید و سرعت شاتر نیز کم باشد، شما می توانید یک لایه زیبا از پولک های برف را در عمق بدست آورید. در نهایت این تمرین است که باعث افزایش کنترل شما در هنگام عکس برداری می شود. به همین دلیل پیشنهاد می کنیم به تنظیمات و نحوه کار با دوربین توجه بیشتری داشته باشید تا ببینید چطور می توانید از آن به نحو احسن استاده کنید.

۲. دریچه دیافراگم مناسب
هنگام عکس برداری از برف مثل عکس برداری از هر سوژه دیگر، تنظیمات دریچه دیافراگم نقش مهمی بازی می کند. هر چه دریچه دیافراگم بزرگتر باشد در نتیجه عمق میدان کم عمق تر و سطحی تر است. به عبارت دیگر، اگر دوست دارید عکسی با افکت bokeh داشته باشید دریچه دیافراگم را بزرگ کنید. برعکس، اگر می خواهید عمق میدان بیشتر باشد از دریچه دیافراگم کوچک مثل f/11 استفاده کنید. همان طور که در بالا گفته شد یک لنز پهن به آن اضافه کنید.

دریچه دیافراگم کوچک برای وضعیت های خاص مثل یک کولاک کارایی خوبی دارد. به هر حال باید این نکته را به یاد بسپارید که استفاده از دریچه دیافراگم کوچک می تواند به این معنی باشد که شما به یک سرعت شاتر کم و یا ISO بالا برای نور دهی مناسب نیازمندید.

۳. سرعت شاتر مناسب
هنگام عکس برداری از ریزش برف سرعت شاتر تاثیر بسزایی روی تصویر شما خواهد داشت. سرعت کم شاتر باعث می شود پولک های برف مات تر به نظر برسند. شما می توانید با استفاده از یک نوردهی طولانی و دریچه دیافراگم کوچک برای ایجاد رگه هایی در پولک های برف، این افکت را عمدا ایجاد کنید. از سوی دیگر اگر بخواهید دانه های برف واضح و شفاف دیده شوند سرعت شاتر را زیاد کنید.

عمق میدان چیست؟

 

Related image

عمق میدان یا depth of field به محدوده هایی از عکس گفته میشود که دارای وضوح بیشتری نسبت به بقیه محدوده است و به صورت قابل توجهی فوکوس شده باشد.
محدوده وضوح تصویر در عکاسی پدیده ای بسیار مهم و تاثیر گذار است که در صنعت سینما نیز از آن استفاده میکنند که علاوه بر زیبایی بصری بیانگر نیز میتواند باشد. محدوده وضوح در عکاسی میتواند تغییر کند و بصورت عمق میدان کم یعنی یک منطقه خاص و مشخص شده و دارای وضوح کم و عمق میدان زیاد یعنی تصویری با وضوح بالا و جزییات بیشتر نمایش داده شود.

چشم انسان تمام اشیا را بصورت واضح میبیند در صورتی که دوربین نه تنها میتواند عکس هایی با درجات وضوح مختلف بگیرد بلکه میتواند عکس هایی بگیرد که در فواصل معینی نا واضح و در فواصل دیگر واضح باشند. واضحی و نا واضحی در فواصل مختلف با تنظیماتی بسیار ساده قابل تعیین است.

عمق میدان در عکس‌های مختلف متفاوت است. در برخی از عکس‌ها این محدوده بسیار کم و کوتاه است و در برخی از عکس‌ها این محدوده بسیار بزرگ و طولانی است.

در تعریف کلی عمق میدان وضوح می‌گوییم : محدوده‌ای از عکس که دارای وضوح (sharpness) قابل توجهی بوده و فوکوس شده‌باشد. در همه عکس‌ها این محدوده، قسمتی از جلو تا عقب نقطه‌ای که بر روی آن فوکوس شده‌است را شامل می‌شود.

عمق میدان ناحیه ای است که تمام عناصر موجود در آن، در عکس واضح باشند.هر چه عمق میدان بیشتر باشد ،ناحیه واضح در اطراف(جلو و پشت) نقطه فوکوس بیشتر است.در عکسی که عمق میدان آن کم است، ممکن است ناحیه پشت(یا جلو) نقطه فوکوس دوربین ،محو شود.

سه عاملی که بر عمق میدان تاثیر مستقیم می‌گذارند

 فاصله سوژه تا دوربین 
فاصله کانونی لنز
قطر دهانه دیافراگم

فاصله سوژه تا دوربین : هر چه جسم به دوربین نزدیکتر شود ، عمق میدان کمتر میشود.بعبارت دیگرهر چه نقطه فوکوس به لنز نزدیک تر باشد،وسعت منطقه واضح در تصویر کمتر خواهد شد.اگر جسم به اندازه کافی از دوربین دور شود(که در مورد دوربینهای دیجیتال این فاصله چندان هم زیاد نیست)، ناحیه پشت آن تا بینهایت در تصویر واضح است.

عمق میدان در عکاسی

 

فاصله کانونی لنز :

فاصله کانونی یک لنز میزان بزرگ‌نمایی آن را تعیین می کند. لنزهای واید دارای فاصله کانونی کمتری هستند و دید وسیع تری می دهند. در لنزهای تله فاصله کانونی بیشتر است؛ این لنزها در مقایسه با لنزهای واید، دید محدودتری از سوژه می دهند اما در برابر، میزان بزرگ‌نمایی آن ها بیشتر است.

هرچه فاصله کانونی بیشتر باشد (لنزهای تله)، عمق میدان کمتر می شود

برای فهم این رابطه ابتدا ذکر چند نکته لازم است:
فاصله کانونی بر حسب میلیمتر عبارتست از فاصله بین نقطه فوکوس و سطح کانونی.سطح کانونی ناحیه ای است که دایره نوری فوکوس شده توسط لنز ،روی آن می افتد.در دوربینهای دیجیتال این ناحیه معادل حسگر است.برای آن که کل این ناحیه توسط دایره نوری فوکوس شده پوشانیده شود ، بایستی اندازه لنز متناسب با سطح این ناحیه باشدو قطر دایره نوری فوکوس شده توسط لنز باید معادل قطر عرضی حسگر باشد.ابعاد حسگر دوربینهای دیجیتال نسبت به سطح کانونی دوربینهای ۳۵ میلیمتری کمتر است و در نتیجه لنزهای این دوربینها نیز کوچکتر و با فاصله کانونی کمتر خواهد بود.فقط در دوربینهای حرفه ای دیجیتال SLR اندازه حسگر تقریبا معادل سطح کانونی در دوربینهای غیر دیجیتال می باشد.فاصله کانونی لنز دوربینهای دیجیتال را به صورت معادل ۳۵ میلیمتری خود بیان میکنند.مثلا فاصله کانونی واقعی یک دوربین در حالت Tele و Wide به ترتیب ۱۵ و ۵ است که معادل ۱۰۵ و ۳۵ میشود.اما باید به یاد داشت که همان اندازه واقعی در میزان عمق میدان تاثیر دارد.
هر چه فاصله کانونی لنز بیشتر باشد عمق میدان کمتر میشود. و به همین علت ایجاد پس زمینه محو (عمق میدان کم) با دوربینهای دیجیتال معمولی مشکل و گاه غیر ممکن است.

قانون فوق(هر چه فاصله کانونی لنز بیشتر باشد عمق میدان کمتر میشود) جزئیاتی دارد که باید مورد توجه قرار گیرد و گرنه صدق نمی کند.در حقیقت بیان درست این قانون به این گونه است:
اگر مقدار اندازه دهانه دیافراگم و نیز فاصله نقطه فوکوس تا لنز ثابت باشد آنگاه هر چه فاصله کانونی لنز بیشتر باشد، عمق میدان کمتر است.
برای روشن شدن این موضوع به مثال زیر توجه کنید:
فرض می کنیم که می خواهیم از فردی که در مقابل درختی قرار دارد عکس بگیریم.این کار را به دو صورت زیر انجام می دهیم.
۱-در فاصله ۳ متری شخص می ایستیم و یکبار با لنز واید(فاصله کانونی کم) و یکبار با لنز تله (فاصله کانونی زیاد) از وی عکس میگیریم.اگر اندازه دیافراگم در دو عکس یکی باشد ،عمق میدان در عکس دوم کمتر است و ممکن است درخت در پس زمینه محو شود.
اما چون فاصله تا موضوع ثابت بوده است، در عکس دوم اندازه موضوع بزرگتر است و ممکن است مثلا قسمتی از سر شخص در کادر جا نشود.
۲-در این حالت، هدف ،گرفتن عکسی است که در آن اندازه سر شخص حدود نیمی از کادر را بپوشاند.برای این منظور ابتدا یک عکس با لنز واید میگیریم و سپس فاصله خود را تا شخص زیاد می کنیم و یک عکس با لنز تله میگیریم تا اندازه ها در دو عکس یکسان باشند.
جالب است که عمق میدان در این دو عکس هیچ تفاوتی نخواهد داشت.

پس این قانون را که هر چه فاصله کانونی لنز بیشتر باشد،عمق میدان کمتر است ،باید با تامل و دقت بیشتری استفاده کرد.

نکته:عمق میدان بین جلو و عقب نقطه فوکوس تقسیم میشود.یعنی مثلا وقتی عمق میدان در یک تصویر ۵۰ سانتی متر است ، از فاصله ۱۵ سانتی متری جلوی نقطه فوکوس تا ۳۵ سانتیمتری پشت آن در محدوده عمق میدان قرار داشته و در تصویر واضح است.(اعداد فوق به عنوان مثال ذکر شده اند).

طرز تقسیم عمق میدان در جلو و پشت نقطه فوکوس در شرایط مختلف ،متفاوت است.هنگامی که به هر علتی عمق میدان کم باشد،عمق میدان جلو و پشت تقریبا برابر هستند.با افزایش عمق میدان، به تدریج قسمت واضح پشتی بیشتر از قسمت جلویی می شود.به طوریکه وقتی عمق میدان جلویی به حدود ۴/۱ فاصله جسم تا دوربین برسد،عمق میدان پشتی ۲ برابر عمق میدان جلوی جسم خواهد بود. و هنگامیکه عمق میدان جلوی جسم به ۲/۱ فاصله جسم تا دوربین برسد، عمق میدان پشت تا بینهایت ادامه خواهد داشت.

اندازه دیافراگم  :

Aperture یا اندازه دهانه ورود نور لنز ،علاوه بر کنترل میزان نور وارد شده،بر عمق میدان نیز تاثیر دارد.
تصاویر زیر ارتباط بین عدد F و عمق میدان را نشان میدهد.

با افزایش عدد f از ۲ به ۱۱ (کاهش اندازه aperture )،عمق میدان افزایش می یابد.

مثلا با یک لنز ۵۰ میلیمتری و f5.6 و فوکوس روی فاصله ۳ متری ،از فاصله ۴۵/۲ متری تا فاصله ۸/۳ متری اجسام واضح بوده و عمق میدان کلی برابر است با ۳۵/۱ متر.اگر عدد f را به ۱۶ برسانیم عمق میدان از ۳۵/۱ به ۶/۶ متر افزایش می یابد.

Image result for ‫عمق میدان در عکاسی چیست؟‬‎

 

کنترل عمق میدان در دوربینهای دیجیتال معمولی
مفهوم کنترل عمق میدان آن است که بتوانیم بسته به نیاز خود،عمق میدان را کم یا زیاد کنیم.چرا که گاهی عمق میدان کم بسیار ضروری است.مثلا در عکسهای پرتره که هدف تاکید روی صورت فرد است و باید از پس زمینه مجزا شود.

یک راه عملی برای ایجاد عمق میدان کم در این دوربینها به روش زیر است:
۱- موضوع را تا جای ممکن از پس زمینه دور کنیم.
۲- با استفاده از زوم اپتیکال موضوع را در کادر قرار دهیم.(فاصله کانونی زیاد)
۳- حتی الامکان از بیشترین اندازه ممکن برای f استفاده کنیم.

 

Hyperfocal Ditstance – HFD
HFD عبارتست از کمترین فاصله ای که وقتی با یک f خاص روی آن فوکوس شود،تمام اجسام تا بینهایت در پشت آن واضح باشند(یعنی عمق میدان پشتی تا بینهایت باشد).این موضوع برای عکاسان طبیعت اهمیت زیادی دارد.

قبلا گفتیم که وقتی عمق میدان پشتی تا بینهایت باشد ،عمق میدان جلوی نقطه فوکوس، حدودا نصف فاصله دوربین تا نقطه فوکوس است.مثلا اگر با لنز ۵۰ و f16‌،مقدار Hyperfocal distanceبرابر ۸ متر باشد ،تمام اجسام واقع در فاصله ۴ متری تا بینهایت واضح خواهند بود.

چگونه مقادیر DOF و HFD را تعیین کنیم؟
در ابتدا باید به مفهومی به نام Circle Of Confusion (COC) اشاره کنیم.همانگونه که در ابتدای این مقاله اشاره شد ،معیار وضوح عناصر موجود در عمق میدان ،یک معیار دقیقا تعریف شده نمی باشد.کمترین اندازه ای که چشم انسان میتواند در فاصله معمول خواندن تشخیص دهد ،حدودا ۱۶۶/۰ میلیمتر است.یعنی اگر ۲ نقطه کوچکتر از این مقدار را در کنار هم قرار دهید،از فاصله معمول خواندن، آنها را یک نقطه می بینید.همین موضوع در مورد تشخیص وضوح عناصر در عکسهای چاپ شده نیز صدق میکند.به عبارت دیگر اگر به یک عکس چاپ شده ۱۲*۱۵ سانتیمتری نگاه کنیم نقاط کمتر از ۱۶۶/۰ میلیمتر در آن قابل تشخیص نیستند.و چون برای چاپ این عکس از فیلم ۳۵ میلیمتری، حدودا ۵ برابر بزرگنمایی داشته ایم،مقدار بحرانی مذکور در فیلم ۳۵ میلیمتری برابر ۰۳۳۳/۰ =۵ : ۱۶۶/۰ خواهد شد.این عدد ۰۳۳۳/۰ حدودا مقدار COC برای دوربینهای فیلمی ۳۵ میلیمتری برای چاپهای ۱۲*۱۵ سانتیمتری است.(در مورد دوربینهای مختلف مقدار دقیق آن متفاوت است)
برای تعیین عمق میدان باید چهار مقدار f ، فاصله کانونی ، فاصله نقطه فوکوس و مقدار COC دوربین مشخص باشد.