نوشته‌ها

۱۵ راه برای بهبود مهارت عکاسی (۳)

 

۱۲. محل قرار گیری سوژه(موقعیت)

قرار دادن موضوع اصلی به طور مرکزی در عکس های شما می تواند یک ترکیب بسیار ایستا و خسته کننده باشد

قرار دادن موضوع اصلی در مرکز عکس می تواند یک ترکیب بسیار ایستا و خسته کننده باشد

علاوه بر انتخاب سوژه  برای عکاسی و استفاده بهتر تنظیمات ، یادگیری اصول ترکیب، یکی از راه های اساسی برای بهبود مهارت های عکاسی شماست. بسیاری از قوانین و نظریات درمورد ایجاد ترکیب بندی صحیح وجود دارد، اما مهمترین چیزی که باید هنگام عکسبرداری خود در نظر داشته باشید، محل قرار گیری موضوع اصلی در تصویر است .

حرکت اصلی موضوع خود را به سمت یک تصویر متعادل تر ایجاد می کند

حرکت اصلی موضوع به یک طرف، یک تصویر متعادل تر ایجاد می کند.

وسوسه انگیز است که موضوع را در مرکز قاب قرار دهید، اما ممکن است ترکیب ایستا و ساکن را دنبال کند. اغلب بهتر است موضوع را دور از مرکز قرار دهیم.

رویکرد کلاسیک این است که از قانون سوم استفاده کنیم، که توسط خطوط خیالی تعریف شده است که هر طرف تصویر را به سه منطقه مساوی تقسیم می کنند. شما سپس موضوع اصلی را یا در یکی از این خطوط قرار دهید یا جایی که آنها تقاطع می شوند.

 

۱۳. از فضا ، خوب استفاده کنید

قرار دادن اتاق موضوع در قاب می تواند هنگام عکسبرداری از حرکات، حیوانات و پرتره ها خوب باشد

قرار دادن فضایموضوع در قاب می تواند هنگام عکسبرداری از حرکات سریع، حیوانات و پرتره ها خوب باشد.

فضای اطراف سوژه ی شما تقریبا برای موفقیت ترکیب شما به عنوان سوژه مهم است. اول از همه، شما باید در مورد چگونگی محدودهء موضوعی که میخواهید در عکس خود داشته باشید فکر کنید.

این یک علم دقیق نیست، اما به عنوان یک قاعده کلی باید در صورت اضافه کردن به عکس، محیط اطراف سوژه را شامل  شود، مثلا محیط اطراف موضوع را در تصویر پرتره یا حیات وحش نشان می دهد. به جای آن، یک نمای بسته تر که محیط اطراف را از بین می برد، می تواند بر موضوع اصلی در تصویر تاکید کند.

اگر فضای کوچکی برای این موضوع وجود داشته باشد که به نظر برسد یا حرکت کند، یک تصویر ممکن است کمرنگ شود

اگر فضای کوچکی برای این موضوع وجود داشته باشد که به نظر برسد یا حرکت کند، یک تصویر ممکن است کمرنگ شود

یکی از جنبه های مهم استفاده از فضا در عکس های شما به ویژه برای عکس های متحرک و پرتره قابل استفاده است. هنگامی که به تصاویری از موضوعات متحرک نگاه می کنید، به طور طبیعی به ناحیه ای توجه می کنید که به سمت آن حرکت می کند.

به همین دلیل، ایده خوبی است که فضای بیشتری از موضوع را درنظر بگیرید، در غیر این صورت عکس شما ممکن است نامتعادل باشد.

پرتره ها همچنین می توانند از تکنیک ترکیب مشابه استفاده کنند.بسته کردن مقدار کمی از فضای اطراف سوژه باعث میشود ترکیب قابل توجه و متعادل تری بوجود اید.

۱۴. عکس با وضوح بالا

هنگام تیز کردن یک ضربه، همیشه از کوچکترین مقدار استفاده کنید که جزئیات دقیق و دقیق تری را در خود حمل می کند

هنگام وضوح عکس، همیشه از کوچکترین مقدار استفاده کنید که باعث جزئیات دقیق تری میشود.

اموزش و نحوه استفاده از نرم افزار تصویربرداری یک مهارت است که زمان برای استاد را می گیرد. گمراه کننده است اگر فکر کنید که هرچه بیشتر آنها شارپ شوند، عکس ها وضوح بالاتری دارند. اما شما باید بصورت محدود تمرین کنید؛ در غیر این صورت کار شما با افزایش نویز و هاله روبه رو خواهد شد.

یکی از شایع ترین علل تشدید بیش از حد، استفاده زیاد و اشتباه در مرحله پردازش و یا حتی اعمال آن به تصاویری است که قبلا شارپ شده است. اگر تصاویر JPEG را عکاسی کنید، ممکن است در عین حال در دوربین شارپ شده باشد، بنابراین در هنگام استفاده از شارپنش اضافی، باید مراقب باشید.

فایل های خام(RAW) هیچ وضوحی در دوربین اعمال نخواهد کرد، اما می توان آن را در هنگام پردازش تصاویر استفاده کرد. شما فقط باید تصمیم بگیرید که آیا بهتر است آن را در فایل خام (RAW) تبدیل کنید و یا بعد از آن اعمال کنید.

به 100٪ زوم کنید تا تیزتر شود

 ۱۰۰٪ زوم کنید تا واضح تر (شارپ) شود

بهترین راه برای جلوگیری از وضوح(شارپ) بیش از حد، این است که آن را یکی از آخرین تنظیماتی قرار دهید، که شما بر تصاویر خود اعمال میکنید . بنابراین اگر میخواهید ویرایش برروی عکس هایتان در فتوشاپ و یا CS انجام دهید، بهتر است  تغییرات دوربین و یا فایل خام(RAW) بکار نبرید.

آشکارترین اثر جانبی اعمال شارپنس بیش از حد، وجود هاله در اطراف جزییات عکس، نتیجه استفاده از تنظیم Radius بالا است. برای نشان دادن این نکته، در محدوده ای از تصویر حاوی خطوط تاریک یا جزئیات جزیی در برابر یک پس زمینه روشنتر ۱۰۰٪ زوم کنید .

در اینجا یک نکته فوقالعاده است: اگر با استفاده از فیلترهای ماسک غیرفعال فتوشاپ عکسهای خود را شارپ کنید، راه حل آن نافذ است. به عنوان نقطه شروع، سعی کنید مقدار بین ۵۰ تا ۸۰٪ ، Radius  ۱ و یک آستانه بین ۲ تا ۵ را استفاده کنید.

۱۵. از اشباع استفاده کنید

با استفاده از منوی کشویی در پنجره Hue / Saturation به شما امکان می دهد تا اشباع رنگ های مختلف را کاهش دهید بدون اینکه جزئیات را از دست بدهید

با استفاده از منوی کشویی در پنجره Hue / Saturation به شما امکان می دهد تا اشباع رنگ های مختلف را کاهش دهید بدون اینکه جزئیات را از دست بدهید

همانند شارپ کردن،  اشباع باید با دقت مورد استفاده قرار گیرد. در بسیاری از صحنه ها متوجه خواهید شد که برخی رنگ ها نسبت به دیگری، به ویژه قرمز ها و سبز، بیشتر اشباع شده اند، بنابراین به جای تنظیم اشباع کل تصویر ، می توانید رنگ های مختلف و منحصر بفرد را با استفاده از کنترل رنگ  Hue/Saturation استفاده کنید.

کاربردهای افتر افکت

افتر افکت چیست :
افترافکت یکی از معتبرترین و قدرتمند ترین نرم افزارها در بخش جلوه های ویژه ، motion graphics (گرافیک متحرک)  و کامپوزیت می باشد .این نرم افزار در خیلی از پروژه های سینمایی استفاده شده و در حال حاضر نیز جزء اولین گزینه ی فیلم سازان  مطرح می باشد .
جلوه ویژه چیست؟
جلوه های ویژه به هرآنچه که در صنعت فیلم سازی انجام آن مشکل می باشد و از عهده عوامل عادی فیلم بر نمی آید  ، و برای ایجاد آن گروه دیگری وارد عمل می شوند ، جلوه ی ویژه می گوییم . شاید این تعریف قدیمی جلوه ویژه  باشد و به عنوان مثال بتوان به ایجاد انفجار در صحنه فیلم ها ، تصادفات ، استفاده از بدلکاران در افتادن از ارتفاع و  …. اشاره کرد .اما تعریف جلوه ویژه در حال حاضر را می توان نوع دیگری تعریف کرد :ایجاد هر آنچه که  در ذهن شما می باشد و در دنیای واقعی امکان پذیر نیست ! مثل ایجاد ربات های غول پیکر ، ساختن یک دنیای خیالی و غیر واقعی ، ایجاد انفجارهای عظیم و …. البته جلوه های ویژه به چند نوع مثل جلوه های ویژه کیدانی ، جلوهای ویژه بصری و … تقسیم می شود .در جلوه ویژه شما گاهی می خواهید یک اتفاق خیلی دیده شود ، مانندصحنه های تصادف و انفجار و … و گاهی می خواهید جلوه ویژه دیده نشود ! مانند خلق یک شهر یا سرزمین رویایی اما طوری که بیننده اصلا متوجه اینکه این تصاویری که می بیند به صورت مصنوعی تولید شده و وجود خارجی ندارد .

موشن گرافیک چیست؟
موشن گرافیک (motion graphics)  به طرح های گرافیکی دارای حرکت گفته می شود ، در گذشته طرح ها گرافیکی در  سطح یک پوستر یا یا عکس ثابت بود ،اما امروزه طرح های گرافیکی متحرک بیش از پیش استفاده می شود ، و موشن گرافیک ها  در زمینه های گوناگون از قبیل تبلیغات ، تیزرهای تلوزیونی ، تیتراژ فیلم ها و … کاربرد فراوان دارند .از نمونه های بارز موشن گرافیک به تیزر برنامه های تلوزیون می توان اشاره کرد.

موشن گرافیک
موشن گرافیک در افترافکت

ترکیب بندی یا composition نیز جزء تفکیک ناپذیر جلوه های ویژه می باشد ، زیرا معمولا از زمان قدیم جلوه های ویژه  از ترکیب چند فیلم (چند لایه) تشکیل شده بود و این لایه ها باید در نهایت با هم ترکیب می شدند ، این کار در نوع  خود یک تخصص می باشد . شما در composition که جزء مراحل آخر یک پروژه می باشد لایه های مختلف از فیلم را کنار هم قرار می دهید و اصلاحات رنگی و نوری را بر روی آن ها اعمال می کنید تا به یک ترکیب قابل قبول برسید .

3D_compositing_in_Smoke_-3D_VFXurl
در کل در مورد جلوه های ویژه می توان گفت  از زمان پیدایش سینما آغاز شده و تا بحال نیز ادامه دارد و ادامه  خواهد داشت و هر روز نسبت به گذشته قوی تر می شود .مثال های زیادی در مورد صنعت سینما و جلوه ویژه می توان بیان کرد اما یکی از قدیمی ترین این مثال ها که می توان زد و روند پیشرفت جلوه ویژه و سینما را دید سری فیلم های گودزیلا می باشد ، در زمان های نه چندان دور نهایت جلوه های ویژه در فیلم  هایی مانند گودزیلا وجود داشت! که در آن زمان از فیلم های متحیر کننده بود ، و تا به امروز که گودزیلا جای خود  را به تایتان ها ، موجودات عجیب و غریب فرا زمینی و … داده است می توانید خط سیر جلوه های ویژه را متوجه  شوید.کاراکترهای غیر معمول آن زمان مانند گودزیلا در واقع یک عرئسک بود ، اما امروزه کاراکترهای تخیلی بوسیله ی کامپیوتر ایجاد می شود و با نرم افزار های مختلف بر روی فیلم قرار داده می شود .

20141031172317!Godzilla_1954Godzilla_1985_Monster_Land_Magazine_-_Page_3

Ss-godzilla-2014-1k
علاوه بر موارد بالا که گفته شد و در بازار کار ایران به تازگی در حال شروع شدن می باشد ، یکی دیگر از موارد  کاربرد نرم افزار افتر افکت که می توانید واردشوید و بازار کار خوبی دارد ، در زمینه کارهایی مثل قرار دادن افکت ها برای فیلم های عروسی ،  تولد و … می باشد ، شما به راحتی می توانید با کمی آموزش و استفاده از پروژه های آماده ، بر روی فیلم های  خانوادگی خود ، افکت های زیبایی قرار دهید .

image Soul-Surfer-still
البته ذکر چند نکته ضروری است :
۱- افتر افکت برنامه تدوین نیست ! برای تدوین می توانید از برنامه adobe premiere استفاده کنید .بعضی ها به اشتباه برنامه after effects  را جزء برنامه های تدوین می دانند و حتی سوال افتر افکت یا پریمیر را می پرسند .
۲- در بحث جلوه های ویژه خود نرم افزار افترافکت یک سری تواناهای منحصر به فرد دارد ، اما در کل ،این نرم افزارها با ترکیب دیگر نرم افزارهای موجود در این زمینه است که موجب خلق آثار زیبا می شود ، به طور مثال شما  اگر بخواهید یک ربات طراحی کنید و آن ربات در اتاق شما راه برود ! باید ربات و حرکات او را در برنامه های  دیگر مانند تری دی مکس یا مایا و با…. طراحی کنید ، و از اتاق خود نیز فیلم بگیرید ، و در نهایت با تکنیک های ویژه  ، تصاویر آن ربات را به صورت طبیعی بر روی فیلمی که از اتاق خود گرفته اید قرار دهید .

عکاسی مفهومی چیست؟

عکاسی مفهومی چیست؟

در عکاسی مفهومی ، مفهوم در عکس اولین موضوعی است که باید به آن پرداخته شود. یک عکاس مفهومی تلاش می کند که قسمتی از پیام خود را به مخاطب منتقل کند این پیام می تواند یک جهت دادن سیاسی باشد یا تفسیر اجتماعی و حتی می تواند یک حس برانگیخته درونی و مبهم از احساسات فرو خفته مان باشد .تا این جا قضیه ، داستان مانند هنرهای انتزاعی است ولی بعد از آن عکس مفهومی تصویر یک نمود صریح و بی پرده از خود مفهوم نیست بلکه یک بیان کلی از ایده اصلی می باشد.

استفاده از سمبلها:
عکاسی مفهومی به درستی از سمبلها برای بیان مفهوم استفاده می کند.حرکت ، حالت و فرم سوژه و یا همه چیزی که عکاس می خواهد در پیامش لحاظ کند در این نوع عکاسی دیده می شود.سمبلها همیشه حضور قدرتمندی دارند ، از سرخی مهیج روژ لب به نشانه خون سرخ رنگ جاری در رگها تا سبزی لجن زار به نشانه سبزی اسکناسهای پول!

البته یک مشکلی که برای هر عکاس مفهومی پیش می آید اینست که درک مفاهیم استفاده شده و حدس زدن معنای آنها برای هر مخاطبی امکان پذیر نباشد. در نتیجه تلاش جهت درک مفاهیم توسط مخاطب یک چالش مهم برای عکاس مفهومی است.

عکاس مفهومی برای یک عکس معانی ای عینی و یا ذهنی بسیار زیادی قائل است .البته خیلی از عکاسان مفهومی علاقه دارند ادعا کنند تنها و فقط تنها یک مفهوم عینی برای هر عکس وجود دارد واز خلال عکسهایشان صرفنظر از پس زمینه های ذهنی مخاطبان آنها همان یک معنا برای بیننده قابل باز یافت می دانند. گرچه هستند عکاسان مفهومی ای که نیت دیگری در سر دارند آنها می خواهند مخاطب نهایت درک ذهنی خودش را از عکس داشته باشد. آنها می خواهند احساسات زیادی را ایجاد کنند. آنقدر متفاوت و متعدد به تعداد آدمهایی که بیننده آثارشان هستند.

اما واقعا چرا چنین است؟
آفرینش یک تصویر هیجان انگیز که باعث به فکر فرو رفتن بیننده ها می شود و ارتباطی بین خاطرات و تجربیات آنها با احساسات می گردد چرا اینقدر مهم است؟

این سئوالهایی هستند که عکاس مفهومی می خواهد با آثارش به آنها پاسخ دهد
ترکیب بندی:
دو اردوگاه اصلی برای ترکیب بندی در عکاسی مفهومی متصور می باشد:
در یک سو کوششی در ایجاد یک ترکیب بندی کمینه و ایجاد غنای بصری بالا از این طریق.

بیشترعکاسان مفهومی مینیمال ترکیب هایی ایجاد می کنند که فوکوس و تمرکز دقیقا بر روی یک سوژه باشد . یک مفهوم منفرد ، که باعث تمرکز بیننده بر روی یک فکر مشخص میگردد. ایده قرار گرفتن سوژه بر روی بکگراند سفید پاکیزه بخاطر همین منظور است: یعنی پرهیز از مخشوش شدن ایده اصلی.

در سویی دیگر کمی پیچیدگی وجود دارد. این هنرمندان کسانی هستند که مکانهای شلوغ و تعدد سوژه را بر می گزینند که اغلب فاقد تمرکز بر روی سوژه ای واحد است. ترجیحا هر سوژه ، هر نماد در این مکانها یک نقشی برای دیگری بازی می کند خلق چشم اندازهای وسیع از ایده های که در عین حالی که پیام کلی ای را توصیف می کنند ولی هنوز بشدت خاص و یکه هستند.

زیبائی شناسی :

تعداد بسیار زیاد از عکاسان مفهومی کوشش نمی کنند که حتما آثارشان زیبا باشد و یا حتی الزاما به چشم زیبا بیاید. عکاسی مفهومی می بایستی ساده باشد یا حتی در برخی موارد عمدا زشت ارائه می شود تا ایده از خلال تصاویر بیان شود. تعداد زیادی از عکاسان مفهومی تلاش دارند تصاویر تا حد ممکن طبیعی بنظر آید بطوری که حواس بیننده از ایده اصلی عکس منحرف نشود که در اصل نیت و خاستگاه اولیه این نوع از عکاسی هم است.

اصول پایه فیلم برداری

اصول پایه فیلم برداری

Related image

اصول فیلم برداری به نحوه ی قاب بندی و ترکیب تصویری اختصاص دارد، چه لزوم بیان برخی ازجزای ضروری صحنه و حذف اجزای غیرضروری صحنه می تواند کادری زیبا و مناسب و منسجم را از یک تصویر برای شما فراهم سازد چرا که اگر تصویر به درستی ترکیب نشده باشد، با انحراف چشم از موضوع اصلی، ارزش تصویر را کاهش داده و از رساندن هدف و پیام به بیننده در می ماند. ترکیب درست یک تصویر علاوه بر ایجاد توازن، بیننده را از سردرگمی نجات داده و نقطه ی تمرکز وی را بر روی نقطه ی تأکید تصویر موجب می گردد. همچنین ترکیب و کادربندی درست تصاویر، می توانند پرسپکتیو تصاویر را افزایش داده و تناسبات میان اجزای آن را شدت بخشد و چگونگی القای تصویر را آنگونه که در ذهن فیلم بردار و کارگردان می باشد نظیر رسمیت، هیجان و …، به نحو درستی به تماشاگر بقبولانیم.

لذا می توان ترکیب تصویری را شامل ذکر آحاد تصویر به گونه ای که ذهن بیننده را بر روی نقطه ی تأکید تصویر متمرکز کند ، تعریف نمود. اما نباید از این نکته نیز غافل بود که هدف اصلی دلپذیر ساختن تصویر برای دید بیننده خواهد بود و هرگز نباید این را فدای قواعد دست و پا گیر نمود، هر چند که قواعد و قوانین نیز بر اساس لذّت بیننده و نگاه وی تدوین گردیده اند. بنابراین ترکیب تصویری دارای اهمیت به خصوصی می باشد. بنابراین لازم است تا فیلم بردار با برخی از اصول این فن آشنا شود. عوامل بصری سازنده ی یک تصویر شامل گروه، خط، رنگمایه و عمق ظاهری یا واقعی می باشد که به تفصیل  آن ها را بیان میکنیم

الف ) گروه:

شامل تمامی اجزایی است که باید در یک کادر جا بگیرند. تصویری بسته از یک گوینده ی خبری که در جلوی یک میز قرار دارد و در پشت سر وی نیز نقشه ای ترسیم شده است و همچنین میکروفون و گلدانی که بر روی میز می باشد ، گروهی شامل میز، نقشه، میکروفون و گلدان گل را تشکیل می دهد که چگونگی قرار گرفتن آ ن ها بحث ترکیب تصویری در یک گروه می باشد. ترکیب قرینه ای اجزای یک گروه معمولاً حالت رسمیت را القاء می کند و نقطه ی تأکید آشکاری را نخواهد داشت. و از نظر بصری نیز طرحی جالب نخواهد بود. معمولاً نمی توان مرکز هندسی یک تصویر را نقطه ی تأکیدی بر تصویر در نظر گرفت اما هر گاه عکس را به صورت افقی و عمودی به سه بخش تقسیم کنیم، محلّ « برخورد یک سوم ها » که به همین اصل نیز معروف می باشد، نقطه ی تأکیدی مناسب را فراهم می آورد. این اصل معمولاً در نماهای توشات ( دو نفره ) و آورشولدر ( از روی شانه ) کاربردی عالی دارد.

تئوری تناسب طلایی یونانیان نیز کاربردی مفید دارد. آن ها معتقد بودند که نقطه ی تأکید باید پنج هشتم داخل هر کدام از لبه های کادر قرار گیرد که تقریباً برابر با همان محلّ برخورد یک سوم ها می باشد. ترکیب مثلثی نیز یکی از راه های دستیابی به نقطه ی تأکید تصویر می باشد. هر گاه مثلثی از اجزای یک تصویر فراهم شود، به گونه ای که دوربین بر روی قاعده ی مثلث و نقطه ی تأکید بر رأس مثلث واقع شوند، ترکیب تصویری قوی ای فراهم می گردد.

ب) خط

آن چه در این بحث مورد بررسی قرار می گیرد شکل مسیر خطوط می باشد. خطوط می توانند قصد و حالت صحنه را ترسیم کنند. خطوط موازی با کادر، احساسی از رسمیت، ترتیب و تعلّق به آن می دهد. این گونه تصاویر که از چنین خطوطی بهره مندند، هیجان چندانی را خلق نمی کنند و لذا برای تصاویری انتخاب می شوند که برای ترسیم هیجان به کار نمی روند. تداخل خطوط افقی و عمودی و کثرت آن ها در یک صحنه، فضایی خشن وانعطاف ناپذیر را به وجود می آورد که تصاویر زندان از این دست می باشد. خطوط اریب در صحنه معمولاً فضایی پر هیجان و

منعطف را القاء می کنند و جذّابیت تصویری خاصّی را به وجود می آورند. تسلّط بیش از حد خطوط اریب می تواند موجبات سردرگمی بیننده را فراهم کند. خطوط منحنی معمولاً جلوه ای از آرامش و وقار و زنانگی را بیان می دارد. هر چه انحنای خطوط بیشتر شود از قدرت آن کاسته شده و وقار را از آن می گیرد. می توان با پایین و بالا بردن دالی و حذف برخی از اجزای زیاد، خطوط بیش از حد منحنی را حذف نمود.

ج) حرکت

از دراماتیک ترین ابزار جلب توجه بیننده به نقطه ی تأکیدی خاص می باشد. معمولاً حرکات ا ریب، تأثیر گذارترین حرکات در صحنه می باشند، چنان که حرکت در طول صحنه و موازی با قاعده ی کادر چندان جالب نیست. حرکات اجرا کننده به صورت مستقیم و به طرف دوربین خالق صحنه ای تکان دهنده می باشد. اما به طور کل دو حالت کلی برای بهره گیری از ابزار « حرکت» در صحنه وجود دارد.

۱) هرگاه بازیگر در یک صحنه ی عمومی، خلاف مسیر حرکت سایرین و در حالی که به شدت از لا به لای آن ها عبور می کند به طرف دوربین بیاید، خواه ناخواه دید بیننده به طرف وی جلب می شود و حتی گاه سرعت حرکت او بیشتر نمود پیدا می کند هر گاه وی فرضاً به سمت چپ کادر بدود و سایرین به سمت راست کادر.

۲) هر گاه بازیگر در میان انبوهی جمعیت متحرک ثابت باشد، دید را به سوی خود می کشاند همانند کودکی که در لا به لای جمعیتی متحرک گوشه ای نشسته و گریه می کند و یا تصور کنید میدان جنگی را که در آن تن های بی حرکت فراوانی دیده می شود و حال ناگهان یکی از آن ها بنشیند و یا حرکت کند، واضح است که به طور ناخودآگاه دید متوجه ی وی می شود.

د) رنگمایه

معمولاً روشن ترین نقاط یک صحنه، نقطه ی تأکیدی در آن صحنه است. همچنین نقطه ای در تصویر و یا جزیی از تصویر که دارای رنگمایه ای متمایز از سایر اجزاء می باشد دارای کشش دیدی بیشتر می باشد. وجود رنگمایه های روشن در گوشه های کادر معمولاً چشم را از صحنه ی اصلی منحرف می کند، حال آن که رنگمایه های تیره در گوشه های کادر، با افزایش فشردگی آن چشم را به طرف نقطه ی تأکید تصویر جذب می کند. رنگمایه های تاریک تر که در نزدیک قاعده قرار بگیرند ترکیب مثلثی مطلوبی را ایجاد نموده و نقطه ی تأکید تصویر که در رأس مثلث قرار گرفته بیشتر جلب توجه می کند. باید در تصویر برداری های رنگی دقت داشت که برش در تصویر باید به گونه ای باشد که رنگ های زمینه به شدت تغییر نکند.

هـ) عمق

خلق تصویری سه بعدی، در مدیوم دو بعدی تلویزیون، تخصّصی است که همواره مد نظر فیلمبرداران قرار داشته و از چهار طریق امکان پذیر می باشد: پرسپکتیو گروه، پرسپکتیو خط، پرسپکتیو رنگمایه، وضوح قیاس.

۱) پرسپکتیو گروه

در این مورد بحث بر سر نسبت های منظر ه ای می باشد. تصویری از دو درخت را در نظر بگیرید که یکی نزدیک به دوربین ایستاده و دیگری پشت سر آن و دورتر می باشد. هرگاه درخت جلو، بزرگتر باشد، به نظر می رسد فاصله ی زیادی بین دو درخت وجود دارد. این خطای چشم بوده و درست همان کاری است که تصویرگر باید انجام بدهد اما چگونه؟ این عملی است که با یاری جستن از عدسی ها ممکن می گردد و در بحث های آتی پیرامون آن صحبت خواهد شد. مثلاً عدسی زاویه ی باز، عمق را افزایش داده و برعکس عدسی تله فتو عمق را کاهش می دهد. تصویرهای زاویه ی بالا فضای بین اجزای عمودی را کوتاه تر کرده و ارتفاع را کاهش می دهد و تصویرهای زاویه ی پایین هر گاه با عدسی زاویه ی باز گرفته شود، سطح عمودی را بیشتر مورد تأکید قرار می دهد.

۲) پرسپکتیو خط

ترکیب خطوط در یک صحنه جهت برقراری تناسبات منظره ای. می دانیم که خطوط نزدیک به دوربین بزرگ تر و خطوط دورتر، کوچک تر به نظر می رسند که هر گاه از عدسی زاویه ی باز استفاده شود این تأثیر نمود بیشتری پیدا می کند. از همین خاصیت و با استفاده از زوایای اریب، می توان به تصویر، تصوری از عمق را بخشید.

۳) پرسپکتیو رنگمایه

هر گاه رنگمایه ها طوری ترکیب شوند که تصاویر تیره در جلو و تصاویر روشن در عقب صحنه واقع شوند، تصویری از عمق به صحنه داده می شود، نورپردازان در این مورد کمک شایانی به فیلم بردار می کنند.

۴) وضوح قیاسی

هر گاه تصویری را با دوربینی قاب بندی کنیم که از عدسی زاویه ی باریک تر یا هر عدسی که درجه ی F (کانونی) آن کاملاً باز شده است بهره مند باشد، زمینه ی عقب تقریباً به طور قطع از عمق تصویری صحنه بیرون مانده و دارای وضوح نخواهد بود، در نتیجه نقطه ی تأکید تصویر در وضوح مشخّص بوده که حاصل آن افزایش عمق در صحنه می باشد. گذشته از افزایش عمق در تصویر، وضوح قیاسی، به تمرکز حواس بیننده بر روی موضوع اصلی کمک می کند. این متدی است بسیار مفید که اغلب فیلم برداران از آن استفاده می برند.

عکاسی از قطعه و محصولات تبلیغاتی

هنر برتر ارائه دهنده خدمات متنوع عکسبرداری تبلیغاتی از محصولات و خدمات شما مشتریان گرامی

عکاسی صنعتی، عکاسی تلبلیغاتی، عکاسی مدرن HDR، عکاسی پاناروما، معادن سنگ اصفهان محلات

جهت هماهنگی و ثبت سفارش از طریق شماره های درج شده در قسمت تماس با ما اقدام فرمایید.

عکاسی از مخازن گاز و به تصویر کشاندن کاربرد هرکدام از محصولات مخصوص کاتالوگ و بروشور

عکاسی از لوازم خانگی و فرگاز های مخصوص آشپزخانه

 

عکاسی از قطعات ریز و درشت انوع خودرو

 

عکاسی از محصولات و قطعات خودرو پراید

 

 

 

برگه‌ها